سفارش تبلیغ
کوچکترین هندزفری بلوتوث
صاعقه

صاعقه



از محافظ سید حسن نصر الله سوال کردند: چقدر سید حسن را دوست داری؟

گفت: آنقدر که امر کند الان بمیر؛ می میرم.

در سوال بعد پرسیدند چقدر امام خامنه ای را دوست داری؟

گفت: آنقدر که اگر امر کند سر سید حسن رو بیار؛ می برم!

 

           


نوشته شده در چهارشنبه 3/12/90ساعت 10:50 عصر توسط گمنام نظرات ( ) |

قسمتی از خطابه قدرتمندانه نائب بر حق امام زمان در نماز جمعه 14/11/1390:



 …ما آنجائى که دخالت کنیم، صریح میگوییم. ما در قضایاى ضدیت با اسرائیل دخالت کردیم؛ نتیجه‌اش هم پیروزى جنگ سى و سه روزه و پیروزى جنگ بیست و دو روزه بود. بعد از این هم هر جا هر ملتى، هر گروهى با رژیم صهیونیستى مبارزه کند، مقابله کند، ما پشت سرش هستیم و کمکش میکنیم و هیچ ابایى هم از گفتن این حرف نداریم. این حقیقت و واقعیت است…


Supreme Leader Ayatollah Khamenei stressed: “Whenever we are involved, we explicitly declare it. We were involved in the anti-Israel events, which resulted in victories in the 33-day and 22-day wars. And from now on, wherever a nation or a group fights and confronts the Zionist regime, we will support and help it, and we are not at all afraid of saying this.” 03/02/2012 


  


نوشته شده در چهارشنبه 3/12/90ساعت 10:45 عصر توسط گمنام نظرات ( ) |

          


امام بزرگوار ما، حقیقت مسأله را خوب شناخته و دیده بود. از شروع این نهضت از سال 1341 - یعنی چهل سال قبل - آن وقتی که هنوز در ایران مسأله فلسطین حتّی در بین خواص هم منتشر نشده بود، حرف امام این بود که در مقابل سلطه اسرائیل باید همه احساس خطر کنند؛ همه باید بایستند و مقابله کنند. بعد هم همین راه را ادامه داد و این یکی از شعارهای بزرگ آن مرد الهی و آسمانی بود.


                             استراتژی امام (ره) در مورد اسرائیل


 

 لزوم ایستادگی و مقابله مسلمانان جهان با اسرائیل

 

  برای من یک مطلب به شکل معماست و آن این است که همه دول اسلامیه و ملت های اسلام می دانند که درد چیست ، می دانند که دستهای اجانب در بین است که اینها را متفرق از هم بکند ، می بیند که با این تفرقه ها ضعف و نابودی نصیب آنها می شود ، می بینند که دولت پوشالی اسرائیل در مقابل اسرائیل ایستاده که اگر مسلمین مجتمع بودند هر کدام یک سطل آب به اسرائیل می ریختند او را سیل می برد ، معذالک در مقابل او زبون هستند ، معما اینست که با این که اینها را می دانند، چرا به علاج قطعی که ان اتحاد و اتفاق است روی نمی آورند؟ چرا توطئه هایی که استعمارگرها برای تضعیف آنها به کار می برند، آنها توطئه ها را خنثی نمی کنند؟ آیا این معما چه وقت باید حل شود ؟ و پیش کی باید حل بشود؟ این توطئه ها را کی باید خنثی کند غیر از دولت های اسلام و ملت های مسلمین ؟ این معمایی است که شما اگر جوابی دارید و حل کردید ، این معما را به ما هم تذکر بدهید.

بیانات امام خمینی (ره) در دیدار با وزیر خارجه سوریه ، صحیفه نور ،ج 8 ،25//58 ، ص 236 - 235

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

 لزوم پشتیبانی از مجاهدین فلسطینی و مبارزه با صهیونیزم و اسرائیل


اختلاف نظر و مزدوری بعضی سران کشورهای اسلامی ، به هفتصد میلیون مسلمان ، علی رغم معادن و ثروت ها و امکانات طبیعی شان ، فرصت و امکان کوتاه کردن دست استعمار و صهیونیسم و محدود کردن نفوذ بیگانگان را نمی دهد، خودخواهی و دست نشاندگی و تسلیم بعضی دولتهای عربی در بلاد نفوذ بیگانگان ، مانع این می شود که دهها میلیون عرب بتوانند سرزمین فلسطین را از اشغال و غصب اسرائیل برهانند. همه باید بدانند که هدف دولتهای بزرگ از ایجاد اسرائیل تنها با اشغال فلسطین پایان نمی پذیرد ، آنها در این نقشه اند که (پناه بر خدا ) تمامی کشورهای عربی را به همان سرنوشت فلسطین دچار کنند و امروزه ما ناظر جهاد مبارزین فلسطینی در راه سپردن سرنوشت فلسطین به فلسطینی ها هستیم ، ناظر مجاهدانی هستیم که جان بر کف به جهاد قهرمانانه علیه اشغال و تجاوز و در راه آزادی فلسطین و سرزمین های اشغال شده بپا خاسته اند، ناظرآنچه که دیروز دست نشاندگان استعمار در اردن و امروز در لبنان بر سر این مجاهدان آوردند ، ناظر تبلیغات و توطئه هایی که علیه آنان به آنجا مختلف همگی به تحریک و به دست گماشتگان استعمار و به منظور جدا کردن گروههای مسلمان از مبارزان فلسطینی و به خاطر بیرون کردن مبارزه از مناطق سوق الجیشی (که موقعیت مناسبی برای ضربه به قوای اسرائیل و صهیونیسم این دشمن غاصب دارد) انجام می گیرد هستیم .

پیام امام خمینی (ره ) به پشتیبانی از فلسطین ، صحیفه نور ، ج1، صص 192 - 194، 19/8/51

نوشته شده در یکشنبه 9/11/90ساعت 10:53 عصر توسط گمنام نظرات ( ) |



                      مختصری از سیر روابط رژیم شاه با اسراییل 


روابط شاه با دولت اسرائیل و نفوذ نیروها و افراد وابسته به رژیم صهیونیستی در دستگاه حکومتی


روابط شاه با دولت اسرائیل و نفوذ نیروها و افراد وابسته به رژیم صهیونیستی در دستگاه حکومتی و سیطره آنان بر منابع اقتصادی کشور به حدی زیاد بود که می توان درباره آن هزاران صفحه مطلب و سند ارائه داد. سند زیر یکی از آن هزاران برگ سندی است که نشان دهنده همین موضوع است:


مجله عراقی که این گزارش را می‌دهد خاطرنشان می‌سازد که وجود شرکتهای مزبور در ایران ثابت می‌کند که بین رژیم ایران و نماد صهیونیسم روابط صمیمانه‌ای وجود دارد. این موضوع همچنین نشان می‌دهد که سرمایه صهیونیستی تا چه حد در ایران نفوذ کرده است.



 در عراق فهرستی از نام شرکتها و تأسیسات صنعتی صهیونیست که در ایران فعالیت می‌کنند منتشر شده است. این فهرست شامل ده شرکت است که مهمترین آنها عبارتند از: شرکت منسوجات «استکاور» به مالکیت الیاهو آلبر، شرکت چرخهای خیاطی «اسحاق مهانی»، شرکت رنگ «یوراچ» و شرکت بازرگانی «اوریانت»…



مختصری از سیر روابط رژیم شاه با اسراییل

«محمد ساعد» نخست وزیر وقت ایران در سال1329، با گرفتن رشوه ای برابر چهارصد هزار دلار، دولت اسراییل را به صورت دو فاکتور مورد شناسایی قرار داد و به این ترتیب روابط غیر رسمی میان ایران و اسراییل نیز از همان سال آغاز شد.
روابط استراتژیکی ایران و اسراییل به دنبال اعلام دکترین «آیزنهاور» آغاز شد که در آن رییس جمهور آمریکا خواستار فعال شدن سیاست ایالات متحده در خاورمیانه، به منظور جلوگیری از گسترش کمونیسم گردید. در این هنگام کارشناسان آمریکایی و انگلیسی مشغول کمک و تأسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) در ایران بودند. ایالات متحده کشورهای منطقه را تشویق می کرد که در امور امنیتی با یکدیگر همکاری کنند و اسراییل را نیز در جریان بگذارند.
لذا در مهرماه، 1336، «تیمور بختیار» نخستین رییس ساواک، به پاریس رفت و خواستار ملاقات با «یعقوب تسور» سفیر اسراییل در فرانسه شد. در این ملاقات بختیار از ارتش اسراییل و پیروزی هایش در جنگ با مصر ستایش کرد و نگرانی خود را از اقدامات ناصر در پی ثبات کردن خاورمیانه ابراز داشت و به نام شاه، پیشنهاد همکاری و مبادله ی اطلاعات در امور امنیتی کرد. دولت اسراییل از این پیشنهاد استقبال کرد و «بن گوریون» آن را آغازی برای همکاری گسترده تر سیاسی بین دو کشور در قاره آسیا دانست.
با تلاش های دیپلماتیک، ارتباط بین شاه ایران و اسراییل گسترش یافت. هر دو رژیم در مورد بدگمانی و احساس تنفر نسبت به همسایگان عرب خود اشتراک نظر داشتند. هر دو دولت از ارتباط محکمی با ایالات متحده و به ویژه با سازمان «سیا» برخوردار بودند، هر کدام می توانستند عرضه کننده چیزی باشند که دیگری به آن نیازمند بود.
ایران نفت داشت که ارسال آن به اسراییل از سال 1954 (1333) شروع کرد و اسراییل نیز به سهم خود می توانست آموزش هایی در زمینه اطلاعات، دفاع، و امنیت داخلی عرضه کند.
«بن گوریون» در چهارم دسامبر 1961 (چهاردهم آذر1340) به تهران سفر کرد. او نخستین رییس دولت اسراییل بود که به ایران سفر می کرد اما آخرین آنها نبود. بعدها «لوی اشکول»، «گلدامایر»، «اسحاق رابین» و «مناخیم بگین» نیز به ایران سفر کردند. هواپیمای حامل «بن گوریون» که عازم برمه بود به بهانه ی نقص فنی در تهران فرود اجباری کرد. در پاویون دولتی فرودگاه، دکتر امینی (نخست وزیر) و سرلشکر پاکروان از او استقبال کردند و مذاکرات در همانجا انجام گرفت. بن گوریون و امینی عقب نشینی ناصر و مشکلات او در جهان عرب را مورد بررسی قرار دادند. امینی آشکارا از این موضوع خوشحال بود و اظهار امیدواری کرد که مصر از بی ثبات کردن رژیم ایران دست بردارد. او بر اهمیت زیادی که شاه به روابط دوستانه با اسراییل قایل بود تأکید ورزید اما توضیح داد که جامعه ی روحانیت به رهبری آیت الله خمینی، این موضوع را بهانه ی حمله به دولت قرار داده، آن را متهم می سازند که ایران را به آمریکا و اسراییل فروخته است. به همین جهت دولت ترجیح می دهد روابط خود را با اسراییل محرمانه نگاه دارد.
در اوایل دهه ی1340، به واسطه ی اعتراضات ملت مسلمان ایران به رهبری امام خمینی(ره) که سرانجام منتهی به واقعه خونین15 خرداد 1342 گردید، مدتی رابطه ایران و اسراییل دچار وقفه گردید. اما پس از آنکه شاه توانست مخالفان را سرکوب و رژیم خود را تحکیم کند، بار دیگر روابط بین دو کشور گسترش یافت. با این همه، حتی در سالهای 1341و42 نیز همکاری اقتصادی و نظامی بین اسراییل و ایران ادامه داشت. چندین سفر از سوی مقامات بلندپایه اسراییلی به ایران صورت گرفته که البته همگی آ نها به کلی سری نگاه داشته می شد.
«اسحاق رابین» رییس ستاد ارتش اسراییل، در 25 فروردین 1346 به عنوان بازدید از ارتشبد آریانا، به تهران مسافرت کرد. همراهان او عبارت بودند از همسرش و رییس دفترش سرهنگ «رافایل افرات» که با هواپیمای اختصاصی وارد فرودگاه مهرآباد شدند و مورد استقبال ارتشبد آریانا و سرهنگ نمرودی قرار گرفتند. رابین طی سفر شش روزه اش، با شاه، نخست وزیر، وزیر امور خارجه و آریانا ملاقات و مذاکره کرد و از اصفهان و شیراز بازدید به عمل آورد.
در تاریخ سیزدهم خرداد 1348، شاه در مصاحبه با خبرنگار «تایمزمالی» اظهار داشت که حق موجودیت اسراییل را به رسمیت می شناسد و روابطش با دولت یهود در بسیاری از زمینه ها در حال بهبود است. روزنامه انگلیسی مزبور روابط گسترده بین دو کشور را «اتحاد غیررسمی» و «محور تهران-اورشلیم» نامید.
در مصاحبه دیگری با روزنامه«واشنگتن پست»، شاه اعلام داشت:


نوشته شده در یکشنبه 9/11/90ساعت 10:9 عصر توسط گمنام نظرات ( ) |

استعمار گر پیر، بوجود آورنده غده سرطانی بنام اسرائیل بود و اینک به خاک مذلّت افتاده است.



فکر می کردم این تجمع هم مثل همه ی تجمع های دیگر مقابل سفارت بریتانیا است.


اما این بار بالکل فرق می کرد.



ساعت16مقابل سفارت انگلیس رسیدم و وقتی دوستانم را روی دیوار سفارت دیدم شوکه شدم!در همان چند دقیقه نگاهی گذرا به رسانه های دور و بر،دوربین های پخش زنده ماهواره ای،عکاس ها و ... انداختم و متوجه شدم که اینبار واقعا فرق می کند.


پس از خط شکنی عده ای از دانشجویان اینبار نوبت ما بود که با فریاد «حیدر، حیدر» به دل نیروهای انتظامی بزنیم و درحالی که زیر مشت و لگد و باتوم های پیاپی آن ها بودیم توانستیم ازغشای 4متری شان بگذریم و داخل سفارت خانه شویم.



در بدو ورود ،نشان سلطنتی انگلستان را از روی دیوار کندیم و به دست عده ای از دانشجویان دادیم تا آن را بعنوان سند پیروزی به بیرون از سفارت خانه ببرند و به رخ رسانه ها بکشند.


0l9cd1cluey7bw4lqb9.jpg


پس از اقامه نماز شکر، شروع کردیم به گشت زدن داخل ساختمان های اداری و مسکونی سفارت و در قدم اول توانستیم بسیاری از زونکن های حاوی اسناد،قرارداد ها،معاملات و ...را پیدا کنیم و همه آن ها را پشت یک تویوتا بار کردیم.بغیر از این اسناد مکتوب، تعداد زیادی فیلم های ویدئویی و سی دی را هم ثبت و ضبط کردیم.البته تعداد زیادی بطری مشروب هم پیدا کردیم که همه آن ها را در حیاط محوطه خرد کردیم.



هر چند ساعت یکبار دسته ای 30،40نفره از دانشجویان موفق می شدند تا خود را از زیر دستان زمخت مامورین رد کنند و به داخل بیایند.لحظه ورود به سفارت خانه بیشتر مرا یاد لحظه ورود اسرا به اردوگاه های عراقی و تشکیل خط شکنجه برای استقبال از آن ها می انداخت!(البته پلیس داخل سفارت، پلیس ایران نبود) 



وقتی که یکی از دانشجوها اذان مغرب را از بالای ناقوس کلیسای سفارت گفت،همه مهیای نماز جماعت شدیم و با جمعیتی در حدود 300نفر نماز جماعت مغرب و عشا را خواندیم.پس از نماز هم با قرائت زیارت عاشورا، مراسم عزاداری شب چهارم ماه محرم را داخل سفارتخانه انگلستان براه انداختیم.


                                      


از یک سری از دانشجوها شنیدم که می گفتند اینجا کتابخانه بزرگی هم دارد و بعد از گشت و گذاری در محوطه سفارت توانستم به کتابخانه اصلی سفارت خانه دست پیدا کنم که تمام نسخ خطی و بایگانی نامه های مهر و لاک شده بین مقامات را می شد در آنجا پیدا کرد.اسنادی هم از خلیج فارس پیدا کردم که تاریخ های آن به اوایل1900میلادی بر می گشت.نامه های زیادی هم پیدا کردم که با خطی زیباو حاشیه نگاری ای زیبا تر نوشته شده بودند و از روی مهر های زیر نامه حدس زدم که مربوط باشد به آخوند های درباری زمان پهلوی.در آنجا بسیاری کتاب هم پیدا کردم که فقط مربوط می شد به بیانیه ها،نامه ها،سخنرانی ها و کلا اراجیف محمدرضا شاه و چند کتاب از خاطرات محرمانه اسدالله علم را هم در آنجا یافتم.


نسخه ی زیبا و بسیار نفیسی از دیوان حافظ هم آنجا بود که وقتی صفحه اول آن را باز کردم ،متوجه شدم که اهدایی هتل ارم شیراز است به جناب سفیر!


باکس های مختلفی هم در آنجا بود که هرکدام به نحوی مربوط به اقتصاد،سیاست،فرهنگ،توان نظامی و...ایران بودند.در یکی از آنها که مربوط به انقلاب های ایران و منطقه بود تورقی کردم و متنی را دیدم که در آن عکسی بزرگ از سید محمد خاتمی هم خورده بود که آن را از بقیه جدا کردم و در کیفم گذاشتم.


مهمترین چیزی که پیدا کرده بودم،نسخه ای خطی بود از سفیر یا کاردار سابق بریتانیا که یک علامت G بزرگ روی جلد آن حک شده بود.


من و چند نفر از دوستانم داخل کتابخانه بودیم و از وقایع بیرون و تهدیدهای نیروی انتظامی هیچ خبری نداشتم و اصلا نمی دانستیم که سردار رادان حوالی ساعت 20داخل سفارت شده و دانشجوها را تهدید کرده است که اگر تا 5دقیقه دیگر سفارت را خالی نکنند،همه آن ها را اولا با باتوم و کتک از محوطه بیرون می کند و ثانیا تحویل مقامات قضاییشان می دهد. دانشجوها هم مقاومت کرده بودند و سردار رادان هم به بند بند قولش عمل کرد و خوب از خجالت فعالین جنبش های دانشجویی در آمد!


فقط نمی دانم چرا وقتی این برادران نیروی انتظامی چشمشان به ما و امثال ما می افتد نیروی بالفعل بازویشان را بالقوه می کنند و بر سر و صورت ما می کوبند؟! اصلا انگار نه انگار که فتنه گران سال88...


 ما هم کماکان در حین جمع آوری اسناد بودیم که تعدادی از همین نیروی های وظیفه شناس(!) بر سرمان ریختند و هرچه جمع کرده بودیم را به هر زوری که شده بود ازمان گرفتند.وقتی که از کتابخانه بیرون آمدم نگاهی به دور و برم انداختم و هیچ یک از دانشجویان را ندیدم و تا چشم کار می کرد پلیس بود!


بیشتر از همه دلم به حال آن نسخه خطی سوخت که یک پلیس فهیم در آتشش انداخت و من هم سریع جستی زدم و از آتش بیرون کشیدمش و به آن مامور وظیفه شناس گفتم که  لااقل بی اندازش آنطرف تا کسی دیگر  آن را موشکافی کند!


اینطور بود که تقریبا جزو نفرات آخری بودم که از سفارت خانه بیرون می آمدم و به همین خاطر چندین بار تفتیش بدنی شدم و هیچ سندی دستم را نگرفت.


داخل پیاده رو خیابان فردوسی هم بسیاری از دانشجویان را دیدم که خونین و مالین بر زمین افتاده اند ...


به روایت یکی از دانشجویان


نوشته شده در پنج شنبه 10/9/90ساعت 10:57 صبح توسط گمنام نظرات ( ) |

اگر فلسطینیان پیش تر زمین های خود را به یهودیان فروخته اند،چرا امروز مدعی اند؟


5xy0zqer2mkwmcbflkby.jpg


سندهای تاریخی نشان می دهد یهودیان به خصوص دردوسده اخیربرای تملک


 زمین های فلسطین وخرید آن ازامپراطوری عثمانی تلاش زیادی کرده اند


ولی به هیچ عنوان باحضوریهودیان غیربومی دراین منطقه موافقت نشده است.


لذا آن ها پس ازجنگ جهانی اول وتجزیه ی قلمروبسیارگسترده خلافت عثمانی


 وتسلط انگلیس بربخش های مهمی ازجهان اسلام وتحت قیومیت گرفتن فلسطین


 سعی کردند نقشه شوم خود را اجرا کنند.وزیرخارجه انگلیس درسال1917


بیانیه غیرقانونی "بالفور" رامبنی بر"برپایی دولت ملی برای یهودیان درسرزمین


 فلسطین" صادرکرد وپس ازاین چراغ سبزانگلیس،یهودیان ازسال


1921(1300ه.ش) فعالیت خود راآغاز کردند.آن ها تلاش زیادی کردند


 زمین های زیادی را ازفلسطینیان بخرند،ولی باهوشیاری علمای آن زمان وصدور


حکم ارتداد وکشتن فروشندگان زمین به یهودیان مواجه شدند وناچارازطرق مختلفی


 چون تغییر عنوان و با ظاهری غیریهودی وارد معامله شدند یا ازطریق


 وکلای مسیحی زمین های اندکی راازفلسطینیان یا ساکنان غیرفلسطینی خریداری


 کردند،ضمن این که زمین های دولتی بسیاری را،انگلیس درزمان قیومیت به


 آژانس یهود به صورت غیرقانونی واگذارکرد.


بعدها که یهودیان قدرت نظامی خود را با حمایت انگلیس تشکیل دادند،آزارواذیت،


کشتاروآواره کردن فلسطینیان را آغازکردند،اما به رغم این تلاش ها،مساحت تمام


زمین هایی که صهیونیست ها تا آن زمان به دست آورده بودند به این شرح بود:


650کیلومترمربع به طورعادی درزمان حکومت عثمانیان درمالکیت یهودیان


فلسطینی بود.


600کیلومترمربع دولت انگلیس رایگان یا به قیمت ارزان به آژانس یهود


 وشرکت های صهیونیستی داد.


680کیلومترمربع نیزخانواده های عرب غیرفلسطینی به یهودیان فروختند.


80کیلومترمربع نیزیهودیان به زور از فلسطینیان گرفتند.


جمعاً2010کیلومترمربع از27000کیلومترمربع راتوانستند دراختیارگیرند.


با این وجود تا سال1948(یعنی پس ازقریب به30سال حضورصهیونیست ها


 درفلسطین)هنگام خروج انگلیس ازفلسطین وصدوراعلامیه ی استقلال توسط


 رژیم غاصب اسرائیل،یهودیان تنها نزدیک به 6/6 درصد سرزمین فلسطین


 را دراختیارداشتند،هرچند بعدها ازطریق جنگ های خانمان سوز،جنایت های


 بی شمار وآواره کردن تعدادبسیاری ازفلسطینیان،زمین های فلسطینیان را


غصب کردند.


باتوجه به نکات ذکرشده می توان دریافت که مسئله ی فروش زمین کاملاً کذب


وساختگی است وصهیونیست ها با زورسلاح وحمایت کشورهای غربی به


 خصوص آمریکا وانگلیس برکل فلسطین سیطره یافتند.


نکته ی دیگربه فرض اینکه یهودیان به صورت کاملاً قانونی وبدون هیچگونه


 فریب ونیرنگی درصد زیادی از زمین های فلسطینیان راخریداری می کردند،


درچنین شرایطی مالکیت،حاکمیت به دنبال ندارد،زیرا:


اولاً یهودیان فلسطینی نسبت به سایرسکنه ی فلسطین دراقلیت بودند.


ثانیاً مردم فلسطین،حتی عده ی کمی هم که زمین به یهودیان فروخته اند،هرگز


حق تعیین سرنوشت خویش رابه یهودیان نسپردند.


ثالثاً ازنظرحقوقی،اساساً حق تعیین سرنوشت که حق حاکمیت ناشی ازآن


است قابل واگذاری ومعامله پذیرنیست.


نوشته شده در دوشنبه 31/5/90ساعت 1:19 عصر توسط گمنام نظرات ( ) |


 مؤدبهر کدام از عزیزان می توانند  در صورت تمایل  در رابطه با موضوعات زیر مقاله تهیه کنند.


 لطفاً هنگام جستجوی مقاله در اینترنت به نکات زیر توجه کنید:


1-مقاله نباید تحلیل باشد.


2-link(آدرس)مقالات یافت شده را در word قرار دهید.


3-مقالات حتما دارای منبع باشند.


4-منابع می توانند سایت تاریخ معاصر-سایت مرکز اسناد و سایت های معتبر سیاسی پژوهشی باشند(سایت پژوهشی یهود معتبر نیست) 


در صورت تمایل مقالات یافت شده را به آدرس talangor1388@yahoo.com نیز می توانید ارسال کنید.


  مؤدبدوستان پارسی  بلاگ  در صورت تمایل می توانید با انتخاب یکی ازموضوعات همکاری خود را اعلام کنید ( موضوع انتخابی خود را به صورت پیام خصوصی بفرستید) و با  ارسال مقالات معتبر به talangor1388@yahoo.com در این کار جهادی علیه صهیونیسم سهیم باشید.


مقالات شما با نام خود شما در سایت های معتبر گذاشته خواهد شد.


روابط شاه و اسرائیل  


امام و مسئله فلسطین  


رهبری و مسئله فلسطین 


اقتصاد، جامعه شناسی، نظامی، اطلاعات، مدارس  


آسیب شناسی اسرائیل: شکاف های اسرائیل  


 یهود: کتب دینی یهود


 زبان عبری 


 تاریخچه فلسطین و روند اشغال


قرار دادهای صلح و روند سازش


آیپاک


فراماسونری


هولوکاست


صهیونیسم و رسانه


پروتکل های یهود


صهیونیسم مسیحی


تشکیل صهیونیسم


ساختار حکومتی اسرائیل


اعیاد یهودی


تاریخ یهود


فرقه های یهودی 


یهود از دیدگاه قران 


نوشته شده در سه شنبه 11/5/90ساعت 4:4 عصر توسط گمنام نظرات ( ) |

تالی فهیما زن اسرائیلی وابسته به حزب راستگرای این رژیم، پس از اعلام مسلمان شدنش نه تنها قصد دفاع از ملت فلسطین در مقابل صهیونیستها را دارد، بلکه می خواهد در بین آنها نیز زندگی کند.

این تصمیم از سوی فهیما بازتاب بسیار زیادی در جامعه صهیونیستی داشته است بطوری که وی پس از اینکه مدتی پیش مسلمان شدنش را به اطلاع عموم رسانده بود، اینک از طریق درج یک آگهی در روزنامه فلسطینی "القدس" گفته است که وی به دنبال یافتن یک فرصت شغلی در فلسطین برای انتقال به آنجا جهت زندگی کردن و ترک "اسرائیل" (سرزمین های اشغالی) است.

وی در این آگهی اعلام کرده است که دوست دارد تا آخر در فلسطین سکونت و دیگر هیچ وقت به سرزمین های اشغالی برنگردد.

فهیما در روزهای اخیر به شدت مورد هجوم رسانه های صهیونیستی قرار گرفته است.




فهیما برای نخستین بار در سال 2004 میلادی با زکریا زبیده، فرمانده گردان های الاقصی دیدار و  در پی آن شاباک برای انجام تحقیقات وی را دستگیر و برای مدتی زندانی کرد. دادگاه رژیم صهیونیستی فهیما را به همدستی با تروریست های الاقصی متهم کرد و حتی بعد از اعتراضات وکلای مدافع فهیما، تجدید نظری در رأی صادره صورت نگرفت و وی به دو سال زندان محکوم شد. پس از آن نیز فهیما تحت نظر بود و تا یکسال اجازه مسافرت به خارج از اسرائیل را نداشت و تا چهار سال نیز اجازه نداشت به سرزمین های فلسطینی برود.


نوشته شده در دوشنبه 20/4/90ساعت 10:54 عصر توسط صاعقه14 نظرات ( ) |

             


          


 نگاه شیمون پرز
اندیشه خاورمیانه جدید در مفهوم امروزى آن براى نخستین بار از سوى برنارد لوئیس در پاییز سال 1992 در مقاله‏اى تحت عنوان اندیشه دوباره خاورمیانه در مجله امور خارجى مطرح شد .
نویسنده در این مقاله عنوان کرد که در دهه‏ى 90 و پس از خاتمه‏ى جنگ خلیج فارس ، فروپاشى اتحاد شوروى سابق ، خاتمه جنگ سرد و تشکیل کشورهاى تازه استقلال یافته ، دگرگونى‏هاى اساسى در مفهوم خاورمیانه ایجاد شده است .
پس از وى ، شیمون پرز در سال 1993 کتاب خاورمیانه جدید را منتشر ساخت که در آن دیدگاه جامعى از آرمان‏ها و اهداف اسرائیل را براى آینده منطقه خاورمیانه مطرح نمود که به تفصیل عبارت‏اند از :


1) از اهداف مهم اندیشه خاورمیانه جدید ، دستیابى اسرائیل به همزیستى مسالمت‏آمیز با همسایگان عرب است . اسرائیل بر این باور است که در مقطع زمانى کنونى ، چنانچه بخواهد امنیت خود را تضمین نماید ، باید در پى ایجاد همزیستى مسالمت‏آمیز با کشورهاى عرب و سایر کشورهاى جهان باشد .
2) از طرف دیگر در تفکر خاورمیانه جدید این کشور باید به روابط اقتصادى بیش از توسعه مناسبات سیاسى اهمیت دهد . این بدان معناست که اسرائیل به عنوان هم پیمان استراتژیک آمریکا در شرایط نوینى که در جهان پس از فروپاشى کمونیسم پیش آمده ، باید بکوشد تا در بازارهاى اقتصادى کشورهاى خاورمیانه به گونه‏اى مشارکت نماید ، البته هدف اسرائیل تنها همکارى اقتصادى با کشورهاى عرب خاورمیانه نیست بلکه خواهان همکارى و ممزوج شدن در اقتصاد منطقه‏ى بزرگ خاورمیانه است  و تاکنون نیز ترتیبات و نفوز اقتصادى اسرائیل در منطقه‏ى خاورمیانه به گونه‏اى بوده که بسیارى از کشورها خواسته یا ناخواسته به این سلطه تن درداده‏اند .


شیمون پرز در کتاب خود امضاى توافقات صلح با اعراب ، صلح میان اردن و اسرائیل ، مذاکرات صلح اسلو و گفت و گوهاى وادى عرب ( که نهایتا به توافق میان اسرائیل با اردن و فلسطینى‏ها منجر شد ) موافقتنامه‏هاى اقتصادى دو جانبه و تصمیمات سران کشورهاى عرب و اسرائیل در کنفرانس‏هاى اقتصادى خاورمیانه را همگى گام‏هایى براى پیروزى در اندیشه‏ى ایجاد خاورمیانه جدید بر مى‏شمارد .
پرز معتقد است که براى سامان دادن به چنین اندیشه‏اى باید تمامى آرمان‏ها و باورهاى مذهبى را به کنارى نهاد و با ایجاد مؤسسات جدید و اجراى طرح‏هاى دو جانبه یا چند جانبه ، اتحادیه منطقه‏اى جدیدى را براى خاورمیانه ترسیم کرد و در این رابطه ایالات متحده در اجراى دکترین نظم بین المللى جایگاه ویژه‏اى را براى اسرائیل در نظر گرفته که آن عبور از گذرگاه اسرائیل به سوى آمریکاست .اسرائیل با برخوردارى از ساختار و زیربناى اقتصادى پیشرفته و برترى نسبت به کشورهاى عرب و غیرعرب در زمینه‏هاى صنعت و کشاورزى و ارتباط با اقتصاد جهانى به ویژه با آمریکا و سرمایه‏ داران یهودى ، سازمان‏هاى بازرگانى و وسایل تبلیغاتى ، دست برتر را در تعاملات اقتصادى منطقه در بستر خاورمیانه جدید داراست .
در واقع از اهداف اسرائیل در نظام خاورمیانه جدید ، گسترش و توسعه داد و ستدهاى تجارى و بازرگانى با کشورهاى منطقه با هدف سلطه اقتصادى است تا در نظر اقتصادى مفهوم اسرائیل بزرگ  و اندیشه‏ى نیل تا فرات تحقق یابد .
به نظر مى‏رسد در خاورمیانه جدید ، اسرائیل در پى آن است تا شریان‏هاى حیات اقتصادى اعراب ، آب ، نفت ، فرهنگ و جهانگردى را به اقتصاد خود پیوند زند و در این راستا با توجه به ظرفیت‏هاى منطقه‏ى خاورمیانه این رژیم در محورهاى جهانگردى ، منابع آب منطقه و هژمونى فرهنگى اهداف و نیات خاصى را دنبال مى‏کند .


نوشته شده در دوشنبه 20/4/90ساعت 8:34 عصر توسط گمنام نظرات ( ) |

            


 اسرائیل(فلسطین اشغالی) بین عرض‏هاى 5/29 تا 5/32 درجه و طول‏هاى شرقى 34 و 36 درجه ، در شرق نیمکره شمالى و جنوب غربى آسیا ، در منطقه میان آب و هواى استوایى قرار دارد  و جزء خاورمیانه عربى به شمار مى‏رود .
اسرائیل از شمال به جمهورى لبنان ، از شمال شرقى به سوریه ، از شرق به دریاچه بحرالمیت و اردن هاشمى ، از جنوب به شبه جزیره سینا ( مصر ) و از غرب به دریاى مدیترانه محدود شده است . به طور کلى اسرائیل به شش منطقه جغرافیایى تقسیم مى‏شود :
شهرهاى تل آویو ( مرکز صنعت ، احزاب سیاسى ، مرکز مالى و تجارى و پایتخت ) ، بیت المقدس ( بزرگ‏ترین شهر و مرکز سیاسى ) و حیفا از مهم‏ترین شهرهاى اسرائیل محسوب مى‏شود .
اما به رغم موقعیت جغرافیایى اسرائیل در قلب خاورمیانه ، بسیارى از اسرائیلى‏ها به طور کلى از اینکه به سرزمین خود در ابعاد سیاسى ، اقتصادى و یا فرهنگى به عنوان بخشى از خاورمیانه نگاه کنند ، تمایلى ندارند . این وضعیت اساسا ریشه در خصومت دیرینه‏ى دولت‏هاى عرب نسبت به اسرائیل دارد که آن رژیم را در محاصره خود دارند و از شناختن واقعیتى به نام اسرائیل احتراز مى‏جویند  ، به نحوى که بیش از پنج دهه از قضیه خصومت اعراب و اسرائیل که چهره‏ى غالب سیاست خاورمیانه بوده است ، مى‏گذرد .


دولت یهود از زمان موجودیت خود در سال 1948 با جنگ عجین بوده و عملا از میان مناقشه سر برآورده است و به جز برخى موارد استثنا ، خصومت ذکر شده با اسرائیل تا زمان حاضر نیز تداوم یافته است .  اختلافات تاریخى ، مذهبى ، فرهنگى و زبانی بین اسرائیلیان و اعراب در دور ساختن اسرائیل از خاورمیانه نقش مهمى ایفا کرده که این جدایى بین اسرائیل و خاورمیانه توسط جامعه دانشگاهى اسرائیل نهادینه شده است .
بسیارى از کانون‏هاى اندیشه‏ ساز اسرائیلى که به امور خاورمیانه مى‏پردازند ، مطالعات اسرائیل را از دستور کار خود خارج کرده‏اند ، اما با وجود این گرایشات محافل دانشگاهى و غیره ، هنوز بسیارى از اسرائیلیان جدایى بین اسرائیل و خاورمیانه را غیرقابل توجیه مى‏دانند ، البته به رغم مستثنى کردن این کشور از خاورمیانه توسط دولت‏هاى عرب ، اسرائیل نقش مهمى در توازن و حفظ تمامیت خاورمیانه و سیستم‏هاى عربى ایفا کرده است .


در هر صورت از نقطه نظر جغرافیایى جایگاه این کشور در خاورمیانه غیرقابل انکار بوده و هست ، اما وجود برخى مشکلات ناشى از منزوى بودن اسرائیل در درون سیستم خاورمیانه ، پیوندهای اقتصادی آن با اروپا و ایالات متحده و جهت گیری فرهنگی غربى ، تعریف جایگاه و نقش اسرائیل در خاورمیانه را تا حدى با مشکل مواجه ساخته ، اما آنچه مسلم است ، این که نقش اسرائیل در تحولات منطقه خاورمیانه غیرقابل انکار مى‏باشد .
انزواى اسرائیل از سال 1948 به بعد ، موجب شد تا رهبران این رژیم سیاست منطقه‏اى خود را به سمت بازیگران غیرعرب سوق دهند و در این خصوص با کشورهاى مسلمان غیرعرب مانند ترکیه و ایران ، کشورهاى مسیحى یا کشورهایى که داراى هویت مسیحى بودند ( اتیوپى و لبنان ) و اقلیت‏هاى قومى غیرعرب ( اکراد و ارامنه ) با هدف از بین بردن دیوار انزوا ارتباط برقرار کنند .


گرچه روابط با برخى از اینها قبلا توسط آژانس یهود برقرار شده بود ، اما با این وجود از سال 1948 به بعد این روابط ، اهمیتى سیاسى یافت ، به طورى که پس از نبرد سوئز در سال 1956 ، اسرائیل تلاش کرد تا روابط خود با ترکیه ، ایران و اتیوپى را در قالب استراتژى جدید مستحکم نماید .
هدف این استراتژى ، مهار امواج ناصریسم در خاورمیانه بود ، زیرا تلاش جمال عبدالناصر براى اتحاد کشورهاى عرب و نیز همکارى با اتحاد شوروى به عنوان تهدیدى جدى علیه منافع دولت‏هاى غیرعرب پیرامون دیده شده بود .
اسرائیل ، ایران و ترکیه به ویژه در عرصه‏هاى اطلاعاتى و امنیتى با یکدیگر همکارى نمودند . با کم رنگ شدن تهدید ناصریسم ، ترکیه به سمت مرکز اصلى فعالیت خود یعنى در درون اروپا روى آورد . همکارى بین اسرائیل ، ایران و اتیوپى در طول دهه 60 و اوخر دهه 70 ادامه یافت ، اما همواره در معرض تبلیغات اعراب و مسلمانان متخاصم بود و این روابط هرگز به طور رسمى نهادینه نشد .
پیروزى انقلاب اسلامى در سال 1357 در ایران و رشد نفوذ شوروى در اتیوپى در طول دهه 70 این دو ستون مهم سیاست منطقه‏اى اسرائیل را فرو ریخت .


تحولات بعد از انقلاب اسلامى در خاورمیانه ، به طور مستقیم و غیرمستقیم در جهت حفظ منافع اسرائیل بود و در این راه ، ایالات متحده آمریکا نیر حمایت خود را از این رژیم ، به عنوان یکى از ستون‏هاى مهم منطقه‏اى دریغ نکرد . فرایند صلح خاورمیانه و حمایت بى‏چون و چراى واشنگتن از تسلیحات غیرمتعارف اسرائیل همگى مؤید این امر است .
نکته بسیار اساسى در مورد اسرائیل ، حضور این رژیم در سیستم سیاسى ، اقتصادى و فرهنگى خاورمیانه است ، مسئله‏اى که ذهن بسیاری از دولتمردان و رهبران خاورمیانه را به خود مشغول کرده است .
به طور کلى دو دیدگاه در خصوص وضعیت آتى اسرائیل در منطقه خاورمیانه وجود دارد :
اول ، تفوق نظامى خود را به هژمونى سیاسى و اقتصادى تبدیل کند .
بر طبق این سناریو ، اسرائیل که تاکنون از تفوق نظامى برخوردار بوده ( از نظر سلاح‏هاى هسته‏اى و متعارف ) سعى خواهد کرد تا براى اعمال قدرت مؤثر در خاورمیانه جهت تأمین سیطره ی منطقه‏اى سود جوید .
دوم ، اسرائیل ممکن است به عنوان دولت برتر در منطقه عمل کند که بر طبق این سناریو ، به عنوان یک محور در سیستمى از شبکه‏هاى اقتصادى ، دفاعى و ارتباطاتى بین خاورمیانه و غرب عمل مى‏نماید .
در هر دو صورت ، ادغام اسرائیل در درون سیستم خاورمیانه موجب تغییرات اساسى در موقعیت منطقه‏اى و نقش سنتى این رژیم در سیستم مى‏شود .
نکته اساسى اینکه مشارکت اقتصادى ، سیاسى و استراتژیک اسرائیل با منطقه الزاما به معناى همگرایى فرهنگى آن نیست . هم شهروندان و هم همسایگان اسرائیل به این رژیم همچنان به عنوان بخشى از تمدن غربى نگاه مى‏کنند . بنابراین تمامى تلاش‏هاى منطقه‏اى قطعا هماهنگ با منافع اقتصادى و سیاسى است تا تشابه‏هاى فرهنگى و ایدئولوژیکى .


نوشته شده در دوشنبه 20/4/90ساعت 8:26 عصر توسط گمنام نظرات ( ) |


Design By : Pichak